تبليغاتX
عشق و صفا
عشق و صفا
نخوندی از دستت رفته نگی نگفتم ما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلامی دوباره
سلام من دوباره اومدم گفتم 1 صفايي به اين وبلاگ بدم راستي من اون نيستم يکي ديگم
2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:55  توسط پریسا جون | 
ادم حوا

آدم: الو؟ كجائي؟ چرا موبايلتو جواب نميدي؟

حوا: سلام... هيچي... رفته بودم دو كيلو سيب از درخت ممنوعه بچينم! حالا يه ساعته واستادم اينجا،‌ نه از تاكسي خبريه،‌ نه از شخصي.

آدم: چي ميگي زن؟! تاكسي كه هنوز اختراع نشده بابا!

حوا: اِوا راست ميگيا! پاك يادم رفته بود!

آدم: پياده بيا تورو خدا! اين هابيل بيچاره از گشنگي با جورابش دلمه درست كرد خورد!

حوا: واي خاك عالم! اومدم...! راستي قابيل كجاس؟!

آدم: نميدونم والا! من كه اومدم خونه نبود.. لابد بازم رفته بيرون الواتي! ديشب هم دير اومد خونه و بو سيگار ميداد! اين پسر آخر سر خودشو بدبخت ميكنه! حالا ببين من كي گفتم!

حوا: نگو تو رو خدا! خدا مرگم بده! بچه‌ام گناه داره! برخورد ديروز تو هم باهاش اصلا صحيح نبود! اين طرز برخورد از نظر روانشناسي كاملا رد شده‌‌اس و روي شخصيت بچه تاثير منفي ميذاره!

آدم: من كه چيزي بهش نگفتم! فقط گفتم حق نداره تلويزيون نگاه كنه! مگه ما خودمون بچه نبوديم؟ مگه ما تنبيه نشديم؟ مگه ما از بابامون كتك نخورديم؟ شما زنها اصلا بلد نيستين بچه تربيت كنين!

حوا: خبه حال...ا! خيلي زوده كه تو و امثال تو توي اين دنيا برا ما زنها شاخ و شونه بكشن! شما ماها رو نشناختين هنوز...! اصلا حالا كه اينطور شد امشب از شام خبري نيست! زنگ بزنين از بيرون پيتزا ميوه‌جات براتون بيارن!

آدم: عزيزم! حالا من يه چيزي گفتم! شوخي كردم به خدا...! الو ؟ الو؟

حوا:...

«مشترك مورد نظر عصباني ميباشد! لطفا بعدا شماره‌ گيري نمائيد...!»


... و اينگونه بود كه اولين فمينيست دنيا قدرت‌نمايي كرد و صداي اولين مرد دنيا را در گلو خفه كرد!

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:54  توسط پریسا جون | 
خدا را شکر
خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيد دارم.
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:54  توسط پریسا جون | 
آخه چي بنويسم هر چي مي نويسم بهم گيرمي دن پس من هم به ناچار اين دختر ها خانوم هاي گل را .......
 

                                                   کاريش نميشه کرد گاهي اوقات بايد تغيير روش داد .

                             

دخترا هيچ وقت اين کارا روانجام نمي دهند يعني عمرا انجام بدن!!!

1. اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن

2. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است

4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن

5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله

6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي دارن که مرتبش مي کنن

7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن

8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون (باورکنين)

9. انقدر خواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن

10 . هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن (کاش فقط نگاه بود )

11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي دادشتن

12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز و...

                                                                                                 

دختر ها چند نوع داداش دارند؟

 1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن 2.داداش خرزور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه 6.داداشي كه چشم ديدنشو نداره(همون داداش واقعي خودش

                                                                                                  


يژگيهاي دختران با کلاس

 1)برداشتن ابرو به مقدار زيادوحتي تراشيدن از بيخ!!! 2) کشيدن سيگار مور!!! 3)بحث نكردن در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا چون چيزي حاليشون نميشه!!! 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست تا مرز 20 سانت!!! 5) خفه كردن خود در تماشاي برنامه هاي تلويزيوني! 6) گوش دادن موسيقي هاي استاد شجريان! 7) نوشيدن نوشابه هاي زرد! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج تا 30 سالگي! 9) تظاهر به ديوانه بودن! 10) بحث در مورد فضاي فکري گولباچوف

                                                                              


دنيا را بدون خانم ها تصور کنيد:

 بازارها خلوت، پولها اضافه، خيابانها خلوت، مخابرات ورشکسته، شيطون بيکار، همه ميرن بهشت

                                              

مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد. زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد! مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:53  توسط پریسا جون | 
مي خوام يکي از سوالاي کنکور افغانستانو بهتون بگم:
 

از کجا کفتر ميايه؟

الف)از اون بالا کفتر ميايه

ب)از اون پايين کفتر ميايه

ج)اصلا کفتري نميايه

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:52  توسط پریسا جون | 
اينم از اونهاست دوستان كه خيلي عشقه ....
 

 

اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش

اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه

اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه

اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه

اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !.........ببازه

اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ايشاالله خوشبخت بشه

اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.........مسئله اي نيست

اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6،ساعت 7 رفتين سر كار !.........دقيقا" رفتين سر كار

اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره

اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت

اگه كار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !.........اينجوري هم يه صفايي داره

اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون بوده

اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن ووصل شده بودين !.........مهم نيست

اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين

اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !.........خودتون رو نبازين

اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا

اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره  

حالا چي نظر ميدي يا نه دلت مياد نظر ندي.....

اين وبلاگ رو به دوستان خودتون معرفي كنيد تا اونا هم حالشو ببرن

 

 

اونايي هم كه اينا رو ورميدارن ميزنن تو وب خودشون منبع رو ذكر كنن وگرنه حلال نيست

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:52  توسط پریسا جون | 
حالا نوبت جوكه(چند تا جوک جديد)

1- مشترك گرامي دسترسي به اين جوك امكان پذير نمي باشد.(ديدين همه جا مد شده!)

2-شهردار تبريز اعلام كرد كه ميخواد مسير تهران- تبريز و برعكس رو آسفالت كنه.؟؟

 

3-يارو پا ميشه ميره حرم امام رضا، ميگه امام رضا جان؟ تو با اين همه طلا چرا آخه هشتم شدي؟

 

4-اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

 

5-عيد مبعث مبارك باد ( انجمن رويت ماه اردبيل)

6-يه مرده تو رستوران غذاش و مي زاره روي ميز و مي ره دستشويي براي اينكه كسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت مي زاره كنارش كه كسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي كنه قهرمان بوكس. بعد مياد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته كه نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو !

7-شهرداري قزوين تو پاركاش تابلو زده نوشته لطفا گل بچينيد

8-يه بار يه تركه تويه يك عمليات تروريستي با كايت خودشو ميزنه به كاخ سفيد آمار كه ميگيرن ميبينن ??? نفر كشته شدن ?? نفر از خنده ? نفر هم خود تركه.

?-ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت ميرفته , يه دفعه راديو پيام ميگه : "رانندگان عزيز که در لاين تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن يه اتوموبيل در لاين مخالف در حرکت است" ترکه همينجور که داشته فرمونو اينور اونور ميکرده ميگه : لامصبا يکي دوتام نيستن ...

??-ترکه به شکمش ميگه: تا کي من کار کنم تو بخوري شکمش جواب داد : ميخواي من کار کنم تو بخوري.

??-تركه تو مسابقه ژيمناستيك از روي خرك نميپريده ميگفته :احترام به همنوع واجب است.

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:51  توسط پریسا جون | 
به نظر من جنس کامپيوتر مرداست. ولي چرا ؟؟
به نظر من جنس کامپيوتر مرداست. ولي چرا ؟؟
 
به دلايل زير کامپيوتر مرد است
 
1. با اينکه داده هاي زيادي دارند ولي ناداند
 
2. قرار است مشکلات را حل کنند ولي در بيشتر اوقات معضل اصلي خودشان هستند 
 
3. همين که پايبند يکي از آنها شديد متوجه ميشويد اگر صبر کرده بوديد مورد بهتري نصيبتان مي شد
 
4. به غير از خالق آنها کسي از منطق دروني آنها سر در نمي آورد 

5. کسي از زبان ارتباطي آنها سر در نمي آورد

6.هميشه در هنگي به سر مي برند اگر هم هنگ نباشند باسرعت پايين کار مي کنن (مثلا....)

7...... شما بگيد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:51  توسط پریسا جون | 
قانون کسب نمره و امتحان
 

حالت اول : رابطه بين نمره و دانشجو با فعل شدن صرف ميشه . مثلا فيزيک ?? شدم.

(آفرين گل پسر درس خون)

حالت دوم: اين حالت با فعل دادن صرف ميشود . مثلا رياضي بهم ? داد .

( مرتيکه عوضي اصلا راه نميده.)

حالت سوم : اين حالت با فعل گرفتم بيان ميشود . مثلا اين فيزيک بلاخره يه دونه ??گرفتم .

( دهنم صاف شد .)

 

در همين راستا چند حالت براي کسب نمره هم وجود داره :

 

?ـ روش کسب نمره قبل از امتحان : بچه ها سه بار از کل کتاب ها رو دوره ميکنيد . بعد سه بار ديگه از

روي اونها مرور ميکنيد . بعد سه بار از روي اونها رونويسي ميکنيد. بعد سه بار اونها رو حفظ ميکنيد . بعد

 سه بار اونها رو از بر ميکنيد . مطمين باشيد که نمره خوب ميگيريد .

( اگه ديگه نمره خوب نگرفتي انصافا برو ترک تحصيل کن . ملت علاف موندن)

 

 ?ـ روش کسب نمره موقع امتحان : همون قصه هميشگي ابر و باد و مه و خورشيد و فلک که دست به

دست هم ميدن تا امدادهاي غيبي برسه و شما نمره بگيريد . که البته اين مبحث بسيار تخصصي بوده و

 انواع روش ها و شگردهاي بروز اين مبحث توسط اساتيد مجرب بعدا نوشته خواهد شد.

( مراقب باش گير نيفتي اخوي )

 

?ـ روش کسب نمره بعد از امتحان : اين روش مخصوص مخ زن هاي عزيز ميباشد اگه تو اين حرفه تبحر

داريد کارتون درسته درسته . بريد و يه تيليت مغز اساسي از مخ استاد و معلم و هر کسي که ميتونه

نمره رو بهتون بده درست کنيد . اگه زن بود که سعي کنيد يه جور ازش راه بگيريد . اگه هم مرد بود سعي

 کنيد بهش راه بديد.

(دختره نمره ? ميگيره ميره دو ساعت با استاد مذاکره ميکنه با ?? مياد بيرون.)

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:49  توسط پریسا جون | 
چرا پسر ها اينقدر ضايع هستند

 

 واسه اينکه وقتي سوار اتوبوس ميشين اگه صندلي ها هم خالي باشه ميرين ته اتوبوس، تو ترافيک، چله تابستون، 1  ساعت سرپا واي ميستين، شايد بند کيفه دختره گير کنه بهتون.

واسه اينکه وقتي تو خيابون راه ميريم، کافيه فقط يه دختري از کنارمون رد شه، گردن نيست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبي ميشه ديگه)، مثل جغد  180  درجه گردنه مي چرخه.

واسه اينکه وقتي يه ماشين گيرمتون مياد، پا ميشين ميرين يه جايي مثله جردن، اونجا صد بار يه خيابون رو بالا و پايين ميريم، 100  بار بوغ ميزنيد  200  بار ترمز، بعدشم ميزني به يه پير زنه، اون موقع هستش که آخر روز ميشه.اون لحظه آدم آرزو مي کنه که بره تو توالت عمومي خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومي خودت پيدا کن)

واسه اينکه وقتي ميرين کوه، پشت دختره ميري بالا از کوه، بعدش کم مياري و رنگت سرخ ميشه و تازه مي فهمي که دختره کوهنورد بوده

واسه اينکه وقتي حس غرورت گل ميکنه ميبيني دختره داره با يه پسره ديگه دعوا مي کنه ميري جلو، با پسره دعوا ميکني، بعدش که خوب کتکه رو خوردي مي فهمي که يارو داداشش بوده

واسه اينکه وقتي يه دختر کنار پسره ميشينه تو تاکسي، و پسره مي خواد استفاده ي معنوي ببره، 10  برار مسيرش رو ميره تا با دختره باشه، وقتي که دختره پياده ميشه، ميره تو رويا، اون وقته که مي فهمه به جاي ميدون وليعصر، رسيده به تجريش. و وقتي که بر مي گرده با تاکسي، مي فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسي قبليه، و اونجا يکم مشتمال ميبينه از راننده تاکسيه و بعدش فحشه که به خودش ميده.

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 18:48  توسط پریسا جون | 
واقعيت ها....

سي واقعيت پنهان در مورد آقايون

چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند


چرا مردها هميشه خوشحال هستند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند


چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند


اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند


شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از ئرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد


ورزش کنار درياي آقايون چيست؟
هر موقع خانمي را در بيکيني مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند


به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟
با استعداد


فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟
نرخ اوراق بهادار رشد مي کند


خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم


دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند
فکري ندارند - کاري ندارند


در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
توريست


اگر آقايون هم باردار مي شدند آنوقت
خدمات پزشکي در مغازه هاي خواروبار فروشي هم ارائه مي شد


آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد


يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق


براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟
سه تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطئ ماهيتابه برسد


آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟
"کثيف" و " کثيف اما قابل پوشيدن"


تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و
يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند

 

زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه مي گذرد؟
ملافه را روي سرشان مي کشند و مي گويند "تو خيلي نازي عزيزم


يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها


شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟
زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند


چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟
به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند


چرا مردان تنها در نيمي از زندگي خود با بئران مواجه هستند؟
زيرا آنها در تمام طول زندگي خود در دوران نوجواني به سر مي برند


آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟
به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد


رفتن به بار مجردها چه فرقي با رفتن به سيرک دارد؟
در سيرک كسي صحبت نمي کند


چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند


شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را مبادله مي کنيم


چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟
دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند


شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟
هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد مي کنند و ئحتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند


فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟
بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد


نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟
چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:5  توسط پریسا جون | 
چطور مي شه فهميد که يه پسر ايروني هست
 


.اگر که شما فروشنده ماشين باشي و در آن واحد خواننده
.اگر که پشت سر خانومت با مادرت غيبت کني
.اگر که به کنسرت بري ولي هيچوقت خواننده را نبيني و همرا ه با نوشيدني توي کريدور بايستي و دختر ها رو ديد بزني
.اگر که هيچوقت حلقه عروسيت رو به دست نداشته باشي
اگر روزي 5 بسته سيگار بکشي اما به همه بگي که سيگار نمي کشي
.اگر که نوشيدني مورد علاقه تو ودکا باشه
.اگر که حدود 35 سال سن داشته باشي اما روي سرت مو نباشه
اگر که هميشه برنامه تلويزيون هاي ايراني رو تماشا بکني اما هميشه از برنامه بد اونها گله داشته باشي
اگر که از کسي تقاضاي ازدواج کني و اونها بخوان بدونن که تو از خودت خونه داري
اگر همسرت رو طلاق دادي اما همچنان اجازه نمي دي که اون با کسي ديگه قرار بذاره
اکر که در ايران مخ پزشکي هستي اما در اينجا در چلو کبابي کار مي کني
اگر که 3 تا پيجر و 2 تا مبايل حمل مي کني ولي هيچ وقت کسي بهت زنگ نمي زنه
اگر که ادعا مي کني که پدرت بهترين دوست شاه بوده
اگر که خونه نداري و هنوز بي کاري اما بي .ام. و مي روني
اگر که مجبوري بيشتر از يکبار در روز اصلاح کني
اگر که در ايران يک قهرمان 4 ستاره بودي اما حالا در واشينگتون دي سي راننده تاکسي هستي
: اگر که ازت سوال کنن
where are you from
و تو جواب بدي که ايتاليايي اما همچنان توي دستت تسبيح داشته باشي
اگر که اسپاگتي با ماست داشته باشي اما با قاشق به جون ته ديگ بيفتي
اگر که توي توالت آفتابه داشته باشي و اگر نه يه بطري پلاستيکي کارش و به خوبي انجام مي ده
اگر که دوستاتو براي شام دعوت کني و پيتزا سفارش بدي ولي هنوز يه مقدار برنج اضافي دم کني
اگر که باور کني که هيچکس بهتر از ما نمي تونه کباب درست کنه

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:4  توسط پریسا جون | 
اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است. در حالي كه:

اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است. در حالي كه: 

1)      سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

2)      حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است. بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.

3)      در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.

4)      اما سلامتي جسم و روح روزانه 1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود. پس 126 در روز باقي ميماند.

5)      طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند.

6)      1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است. اين خود 15 روز است. پس 81 روز باقي ميماند.

7)      روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.

 

8)  تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند.

 

9)  در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد. پس 6 روز باقي ميماند.

 

     10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.

 

     11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.

 

    12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست. چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!

 

نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 22:53  توسط پریسا جون | 
چگونه استادان را بشناسيم؟
 
استاد فيزيک:

معمولاً شلوار جين و پيراهن خاکستری به تن دارد. بعضی وقتها هم يادش می‌رود اصلاً پيراهن بپوشد. اگر استادی را ديديد که شلوار جين به پا داشت و بند شلوار هم داشت 99٪ فيزيکدان است. استادان فيزيک معمولاً لهجه آلمانی دارند اما اين وجه مشخصه آنها نيست. مواظب روانشناسانی که به طور مصنوعی به لهجه وينی صحبت می‌کنند باشيد

 

استاد کامپيوتر:

اغلب استادان علوم کامپيوتر هندی يا پاکستانی هستند. از روی قيافه ظاهری و لهجه‌شان قابل شناسايی هستند. دانشجويان علوم کامپيوتر، مثل قارچ شبها در می‌آيند. استادان علوم کامپيوتر از کامپيوتر استفاده نمی‌کنند و به همين خاطر از سلامت بهتری نسبت به دانشجويانشان برخوردارند و به اين ترتيب می‌توان آنها را شناسايی کرد. بسياری از استادان علوم کامپيوتر حتی چگونگی کار با کامپيوتر را هم بلد نيستند و در واقع، رياضيدان يا روانشناس بوده‌اند. از آنها پرهيز کنيد

 

استاد رياضيات:

استادان رياضيات شبيه استادان فيزيکند با اين تفاوت که گرايشی به کارهای تجربی ندارند. در اتاق استادان رياضيات فقط کتاب و مداد يافت می‌شود، بر خلاف استادان فيزيک که اتاقشان آکنده از تجهيزات و دستگاههای شکسته و از کار افتاده است. رياضيدانها استفاده از کامپيوتر و ماشين حساب را مسخره می‌کنند ولی در تقسيم پول صورتحساب رستوران بين خودشان با مشکل روبرو می‌شوند. ساده‌ترين راه شناسايی استادان رياضيات از عبارتهايی است که به طور مرتب به زبان می‌آورند: «واضح است که ... »، «می‌توان نشان داد که ... »، «به عنوان تمرين بماند برای دانشجويان ... »

 

استاد روانشناسی:

روانشناسی واقعاً يک علم نيست. بنابراين روانشناسان را می توان به راحتی از صدای داد و فريادشان در اعتراض به هر کس که «علمی بودن» روانشناسی را زير سوال ببرد شناخت. روانشناسان معمولاً چشمهای ريزی دارند و به جوکهای مربوط به روانشناسی نمی‌خندند. هرگاه در مورد يک فرد شک داشتيد که او يک دانشمند است يا يک معلم دينی، به احتمال زياد روانشناس است

2 نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 0:52  توسط پریسا جون | 
قورباغه
چند قورباغه از جنگلي عبور مي كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه ي قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند كه گودال چه قدر عميق است به دو قورباغه ي ديگر گفتند كه ديگر چاره اي نيست . شما به زودي خواهيد مرد .
دو قورباغه اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان كوشيدند كه از گودال بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند كه دست از تلاش برداريد ، چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ، به زودي خواهيد مرد
 بالاخره يكي از دو قورباغه تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد
اما قورباغه ي ديگر با حداكثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي كرد . بقيه ي قورباغه ها فرياد مي زدند كه دست از تلاش بردار ،‌ اما او با توان بيشتري تلاش كرد و بالاخره از گودال خارج شد
 وقتي از گودال بيرون آمد ،‌ بقيه ي قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟
معلوم شد كه قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فكر مي كرده كه ديگران او را تشويق مي كنند

نتیجه اخلاقی : به حرف هر کی از راه رسید گوش نکن شاید بهترین دوستت بد ترین آرزوها رو واست داشته باشه

2 نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 0:39  توسط پریسا جون | 
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟
سلام من دوباره بعد از چندين هفته آپ کردم ولي همون جوري که قبلا گفتم دير به دير (1 هفته در ميون ) آپ مي کنم  از همتون که نظر داديد ممنون من به وبلاگ همتون سر مي زنم ولي اگر وقت نشد نظر بدم حلالم  کنيد بازم بهم سر بزنيد اينم از مطلب آخر اين هفته :

 

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!

توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 23:28  توسط پریسا جون | 
روش درس خوندن
دخترها:                    

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

 بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

 

 

 و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

 يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه

حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي  

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 23:26  توسط پریسا جون | 
عشق از نگاه هاي مختلف
 

عشق از ديد دانشمندان:
آنتوان برت : اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است

لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست

ديز رائيلي : همه بخاطر عشق زاده شدهايم .... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست

فرانگلين : اگر مي خواخيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد

و اما عشق از ديد گاه آدمهاي معمولي مثل خودمون :‌ (گرفته شده از چت ياران)

1.عشق از ديد جاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )

2.عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )

3.عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه : والا زمان ما عشق مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوي فاطي شام چي داريم ؟ )

4.عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) :کوچيكتيم عشقي !
( جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... )

5.عشق از ديد ننه بزرگ : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر بتـــــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !
( جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ... )

6.عشق از ديد دوست دخترا : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينـــــــه جراحي دمـــــاغمو نميدي ؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان ... دوست ناديا واســـش يه ماتيز گرفته ! تو حتي حاضر نيستي واسه مــن كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري ؟!
( جمله عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام .. راستي دوستت هم دارم! )

7.عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووق )

8.عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم )


9.عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست‍ ؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )

10.عشق از نگاه مامان : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت )
 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 23:25  توسط پریسا جون | 
درد دل
 

Ref ID: dsc07473

سلام اصلا حال و حوصله ي نوشتن ندارم  شايد ديگه ننويسم شايد هم همين فردا بيام و دوباره شاد شاد بنويسم ولي الان ديگه حالشو ................................

ع ش ق

عشق........

 بلدي بنويسيش؟؟؟

ميتوني هجيش كني؟؟؟

بلدي بخشش كني؟؟؟

اصلا ميدوني چند بخشه؟؟؟

اصلا ميدوني چند حرفه؟؟؟

اصلا به سنت مي خوره؟؟؟

اصلا به قدت مي خوره؟؟؟

اصلا ميدوني با چه عيني مينويسنش؟؟؟

خوب حالا گيرم كه خودتو كشتي همه اينارو ياد گرفتي

بلد شدي بنويسيش بلد شدي هجيش كني بلد شدي بخشش كني

فهميدي كه چند بخشه به سنتم خورد به قدتم خورد

همه اينارو فهميدي باريكلا .... آفرين

ولي فكر نكنم هنوز معني شو فهميده باشي آخه همه اينارو تئوري ياد گرفتي

ولي بايد تجربش كني.............

بايد حسش كني بايد قلبت بعضي موقعه ها واسش تند تر بزنه بايد بعضي موقعه ها دلت واسش تنگ بشه

بايد بعضي موقعه ها چشمات واسش تر شه بايد بعضي موقعه ها از دستش اعصباني بشي بايد بعضي موقعه ها باهاش از ته دل بخندي

بازم گيريم كه اينارم ياد گرفتي بازم همه اينارو فهميدي ولي بازم يه چيزي ميمونه.....

ميدوني چي ميمونه اون موقعه اي كه مجبوري ازش جدا شي او موقعه اي كه مجبوري تنهاش بزاري اون موقعه اي كه تنهات ميزاره اون موقعه اي يه كه اونقدر ازش بدت مياد كه دوس داري واسه هميشه معنيش از يادت بره اون موقعه اي كه ازش نفرت پيدا ميكني اون موقعه كه واسه موندش انقدر گريه ميكني كه ديگه اشكات خشك ميشه.

تازه اينجاس كه معني يه چيزي ديگرو هم ميفهمي هق هق كردن ميدونم كه حتما شنيدي ولي هنوز تجربش نكردي.

ولي مطمئن باش كه قشنگه با همه خوبي يا و بدياش.

اميد وارم خوشتون بياد

2 نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت 0:32  توسط پریسا جون | 
آقايون کيف کنن
اول از هر چيز چند تا موضوع بود که مي خواستم بگم :
1: من نمي خوام بگم وبلاگ کوچيک من ... ولي بابا من که مشاوره نيستم وبلاگ من هم مرکز حل اختلاف نيست از آقاي عادل ممنون که 1 عذر خواهي کردن ولي آناهيتا جون تو هم ديگه خيلي ...(آبروي هر چي دختره باحاله بردي ) ولي در هر حال اين بحثا جاش تو وبلاگ من نيست مرسي که به حرفام توجه مي کنيد (پيشاپيش  از همکاري صميمانه ي شما کمال تشکر را دارم ) 

2: اين آقايوني  که  نوشته هاي من بهشون بر مي خوره مي تونن نيان و نظر ندن چون نظرات غير اخلاقي اونا حذف مي شه لطف کنيد فحش که مي خواييد بديد هم 1 کم فکر کنيد چون حرفهاي شما همه و همه نشان دهنده ي شخصيت شماست  در ضمن من قبلا گفتم من ضد آقايون نمي نويسم  هر چي به اونا بگم واسه دختر خانوم هاي گل هم مي نويسم پس اين به اون در

3 : اگر جواب نظرات رو دير مي دم ببخشيد من دير به دير اونا رو چک مي کنم  همين که وقت کنم حتما جواب مي دم

و حالا اينم از مطلب  امروز : ( آقايون کيف کنن )


1-     هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.

2-   مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30  ثانيه است.

3-   براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.

4-    در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.

5-   دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.

6-   جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.

7-   لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.

8-    ظرف مدت  10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.

9-   همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.

10-   اگر در  34  سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.

11-    رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.

12-  با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.

13-  وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.

14-  بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.

15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
 
16-  حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد .

17-  ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.

18-  ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد .

من که اينا رو قبول ندارم ولي ........................................................

2 نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 23:26  توسط پریسا جون | 
آخرین کلام تابستون
 

سلام
اين نوشته آخرين نوشته ي من در تابستون بود ديگه هر بدي و خوبي ديديد حلالمون کنيد . من قصد توهين به هيچ قشري رو نداشتم و همه چيز منباب شوخي بود و اينکه چند لحظه غم و غصه رو فراموش کنيم  اين وبلاگ باعث شد دوستاي خوبي پيدا کنم که خيلي از اين موضوع خوشحالم .الان مي گيد دوست کيلو چنده 3 ماه مغزمونو داغون کردي برو ديگه............  ولي من نمي خوام کارو تعطيل کنم فقط ديگه هفته اي آپ مکنم که شما هم 1 نفس راحت بکشيد  اين مطلب هم حسن ختام کار من در تابستون  :

 

اگه يه روز ديدي که وقتي داري رد مي شي بر مي گرده و نگات مي کنه

بدون براش مهمي

اگه يه روز ديدي که وقتي داري ميوفتي بر مي گرده و با عجله مي ياد سمتت

بدون براش عزيزي

اگه يه روز ديدي وقتي داري مي خندي بر مي گرده و نگات مي کنه

 بدون واسش قشنگي

اگه يه روز ديدي وقتي داري گريه مي کني بر مي گرده و مياد باهات اشک مي ريزه

بدون دوستت داره

اگه يه روز ديدي وقتي داري با يکي ديگه حرف مي زني ترکت مي کنه

بدون عاشقته

اگه يه روز ديدي وقتي داري ترکش مي کني برات فقط سکوت مي کنه

 بدون ديوونت

اگه يه روز ديدي که ازنبودنت داغون شده

 بدون براش همه چي بودي

اگه يه روز ديدي که يه روز از بي تو بودن مي ناله

بدون بدونه تو مي ميره

اگه يه روز ديدي که بعد رفتنت لباس سفيد پوشيده

بدون بدون تو مرده

اگه يه روز ديديش که يه گوشه افتاده و يه پارچه سفيد روش کشيدن

بدون واسه خاطر تو مرده...


اميدوارم تابستون خوشي رو طي کرده باشيد انصافا به من که خوش گذشته شما رو نمي دونم

خداحافظ

2 نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1384ساعت 0:16  توسط پریسا جون | 
چند جمع و تفريق دانشجويي

1-) يک دانشجوي پسر + يک دانشجوي پسر=   انتظار براي دو دانشجوي ديگر جهت جور شدن     پايه حکم (پاسور)

2) يک دانشجوي دختر+ يک دانشجوي پسر=  عشق  و  دوستي و .......  طلاق

 3) يک دانشجوي دختر+  يک دانشجوي دختر = غيبت از يک دانشجوي دختر يا پسر ديگر

4) دو دانشجوي پسر + يک دانشجوي پسر  = انتظار براي يک دانشجوي  ديگر جهت جور شدن پايه حکم

5)  دو دانشجوي پسر +  دو دانشجوي پسر  = حکم

6) يک دانشجوي پسر+دو دانشجوي دختر = قرار

7) دو دانشجوي پسر +  دو دانشجوي دختر= سينما يا .....

8)بيست و سه دانشجوي دختر + هفت دانشجوي پسر  = کلاس درس

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 1:13  توسط پریسا جون | 
دسته بندي آقايان محترم از نظر ذلالت :
 

1.ز ذ (زن ذليل) 

2.ز ه (زن هلاک)  

3. ز ش (زن شهيد) 

4. ز ز ذ (زر مي زنن زن ذليل نيستند)  

البته انواع ديگري نيز يافت مي شود که کمياب است :

1. م  ذ ( مادر ذليل) 

2. خ ذ ( خواهر ذليل )  
 
3. م خ ذ ( مادر و خواهر ذليل )
  
                                       

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 0:26  توسط پریسا جون | 
کامپيوتر دختر است يا پسر؟
 

استاد در كلاس درس مشغول تدريس بود و درباره مونث يا مذكر بودن اسمها  توضيح مي داد كه يك دانشجوي كنجكاو پرسيد : ببخشيد استاد!

كامپيوتر پسر است يا دختر؟ 
 
استاد دانشجويان را به دو گروه دختر و پسر تقسيم كرد و از دو گروه خواست با ارائه دلائل بگويند كه كامپيوتر پسر است يا دختر!

استدلال گروه دختران:

كامپيوتر پسر است. دلايل:

1- وقتي به آن عادت كرديم ، فكر مي كنيم بدون آن قادر به انجام كاري نيستيم  ولي دو روزه مي فهميم  اگه نباشن کارا بهتر پيش مي ره

2- با آن كه داده هاي زيادي دارند ، نادانند! و حتي مدل بالاترين آنها هم باز ......

3- قرار است مشكلات را حل كنند ، اما در بيشتر موارد معضل اصلي خودشانند.

4-  همين كه پايبند يكي از آنان شديد ، متوجه مي شويد كه اگر كمي صبر كرده بوديد،مورد بهتري نصيبتان ميشد.

 

استدلال گروه پسران:

كامپيوتر دختر است. دلايل:
 
1- بغير از خالق آنها ، كس ديگري از منطق دروني آنها سر در نمي آورد.

2- كسي از زبان ارتباطي ميان آنها سر در نمي آورد.

3- كوچكترين اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخيره مي كنند تا بعدها تلافي کنند.

4- همين كه پايبند يكي از آنها شديد ، بايد تمام پولتان را صرف خريد لوازم براي آنان کنيد.


2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 22:26  توسط پریسا جون | 
ضرب المثل :
                                                      

 

   (  بله اينم از تنهايي  که بعضي وقتها آدم hang  ميکنه و ميزنه به سرش)

چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي

ماهي رو هر وقت از  آب گرفتي سري ماچش کن بندازش تو آب چون از خجالت خفه ميشه

ديگ به ديگ چيزي نمي گه!!! ميگه؟

 شلوار مرد که دو تا شد ، حالي مي کنه توپ!!!؟

گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه زبونت مو در مي آره

صلاح مملکت خويش  ... داند

دندان اسب پيشکش رو مسواک نمي زنن برس مي گشن

جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه

علف بايد به دهن بزي شيرين بياد.مزد آن گرفت جان برادر که علف خورد

عيسي به کيش خود ، موسي به قشم!!؟

کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه!!؟

آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن(با هم نون بيار کباب ببر بازي مي کنند بعد زنگ مي زنن پيتزا بيارن )

پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه و کلي درد سر

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 22:25  توسط پریسا جون | 
دوست داري با كلاس بشي ؟
 

با کلاس شدن در one minute


اگر شما ذاتا" انسان با کلاسي هستيد که هيچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجه بيان کنيد:

اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير کرده و شما ان را باند پيچي کرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش"

اگر صورت شما بر اثر جوشکاري زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : "از اسکي آخر هفته نمي توانم بگذرم"

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم"

اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : "ديشب با قهوه جوش اينجوري شد"

اگر بر اثر ضربه ي چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم  گير کرده"

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد"

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که خواهرتان از هلند شکلات زيادي اورده است"

اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد : " الکي مي گويند زانتيا ايربگ داره

اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد:"حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد"

اگر موها و ابروهاي شما در چهار شنبه سوري سوخت جواب دهيد:"بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون کشيدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 21:27  توسط پریسا جون | 
دو خط موازي رسم شدند .
 دخترکي در کلاس درس آنها را روي کاغذ کشيد.

آن وقت دو خط موازي چشمشان به هم افتاد .
و در همان يک نگاه قلبشان تپيد .
و مهر يکديگر را در سينه جاي دادند .

خط اولي گفت :
ما ميتوانيم زندگي خوبي داشته باشيم .
و خط دومي از هيجان لرزيد .
خط اولي گفت و خانه اي داشته باشيم در يک صفحه دنج کاغذ .
من روزها کار ميکنم.ميتوانم بروم خط کنار يک جاده دور افتاده و متروک شوم ، يا خط کنار يک نردبان .

خط دومي گفت : من هم ميتوانم خط کنار يک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم ، يا خط کنار يک نيمکت خالي در يک پارک کوچک و خلوت .

خط اولي گفت : چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت .
در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
و بچه ها تکرار کردند : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .

دو خط موازي لرزيدند . به هم ديگر نگاه کردند . و خط دومي پقي زد زير گريه . خط اولي گفت نه اين امکان ندارد حتما يک راهي پيدا ميشود . خط دومي گفت شنيدي که چه گفتند . هيچ راهي وجود ندارد ما هيچ وقت به هم نمي رسيم و دوباره زد زير گريه .
خط اولي گفت : نبايد نااميد شد . ما از صفحه خارج ميشويم و دنيا را زير پا ميگذاريم . بالاخره کسي پيدا ميشود که مشکل ما را حل کند .
خط دومي آرام گرفت و آن دو اندوهناک از صفحه کاغذ بيرون خزيدند از زير کلاس درس گذشتند و وارد حياط شدند و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد .

آنها از دشتها گذشتند ...
از صحراهاي سوزان ...
از کوهاي بلند ...
از دره هاي عميق ...
از درياها ...
از شهرهاي شلوغ ...
سالها گذشت وآنها دانشمندان زيادي را ملاقات کردند .

رياضي دان به آنها گفت : اين محال است .هيچ فرمول رياضي شما را به هم نخواهد رساند . شما همه چيز را خراب ميکنيد .

فيزيکدان گفت : بگذاريد از همين الان نااميدتان کنم .اگر مي شد قوانين طبيعت را ناديده گرفت ، ديگر دانشي بنام فيزيک وجود نداشت .

پزشک گفت : از من کاري ساخته نيست ، دردتان بي درمان است .

شيمي دان گفت : شما دو عنصر غير قابل ترکيب هستيد . اگر قرار باشد با يکديگر ترکيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد .

ستاره شناس گفت : شما خودخواه ترين موجودات روي زمين هستيد رسيدن شما به هم مساويست با نابودي جهان . دنيا کن فيکون مي شود سيارات از مدار خارج ميشوند کرات با هم تصادف مي کنند نظام دنيا از هم مي پاشد . چون شما يک قانون بزرگ را نقض کرده ايد .

فيلسوف گفت : متاسفم ... جمع نقيضين محال است
.
و بالاخره به کودکي رسيدند کودک فقط سه جمله گفت :

شما به هم مي رسيد .
نه در دنياي واقعيات .
آن را در دنياي ديگري جستجو کنيد .

دو خط موازي او را هم ترک کردند و باز هم به سفرهايشان ادامه دادند .
اما حالا يک چيز داشت در وجودشان شکل مي گرفت .
« آنها کم کم ميل رسيدن به هم را از دست مي دادند »
خط اولي گفت : اين بي معنيست .

خط دومي گفت : چي بي معنيست ؟

خط اولي گفت : اين که به هم برسيم .

خط دومي گفت : من هم همينطور فکر ميکنم و آنها به راهشان ادامه دادند .

يک روز به يک دشت رسيدند . يک نقاش ميان سبزه ها ايستاده بود و بر بومش نقاشي ميکرد .
خط اولي گفت : بيا وارد آن بوم نقاشي شويم و از اين آوارگي نجات پيدا کنيم .
خط دومي گفت : شايد ما هيچوقت نبايد از آن
صفحه کاغذ بيرون مي آمديم .
خط اولي گفت : در آن بوم نقاشي حتما آرامش خواهيم يافت .
و آن دو وارد دشت شدند و روي دست نقاش رفتند و بعد روي قلمش  اما هنوز به بوم نرسيده بودند که به هم پيوند خوردند  واي ............
بله اين نقض همه ي قضيه هاي خط موازي بود حال مي گوييم : دو خط موازي بالاخره به هم مي رسند اما در بي نهاييت ها زماني که اميدي نيست
پس :
 آنجا که خورشيد سرخ آرام آرام پايين مي رفت سر دو خط موازي عاشقانه به هم مي رسيد.
                                  
   ...END

           

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 23:53  توسط پریسا جون | 
روشهاي حالگيري از bf های عزیزتون :
 (این مطلبو از یکه از روی  دوستام کپی کردم راضی بود !!!!!!!)

 1/ساعت هاي خوابشو پيدا كنيد و در همون ساعات باهاش تماس بگيريد.بعد بگید ای وای خواب بودی می خوای قطع کنم ؟ اونم می گه نه و ..... و نذاريد بخوابه.

2/وقتي بهتون مي گه دوستون داره بگيد كه اين جمله تکراری شده چیز دیگه ای بلد نیستی ؟ 

3/هميشه نيم ساعت ديرتر بريد سر قرار كه سرشون توي آفتاپ نيم پز شه و زیر پاشون علف سبز شه  بعد مي تونيد بگيد كه ساعتتون عقب بوده. یا خیلی چیزا که خودتون بلدید .....

4/وقتي حس مي كنيد بهتون خيلي احتياج داره يه چند روزي مخفي باشيد از هر جهت، تا حسابي كفري شه.بعد .....

5/مرتب با هم بريد كافي شاپ ، و رستوران  اينجوري بدبخت زود جيب هاي عزيزش خالي مي شه.

6/وقتي قراره با دوستاش بيرون بريد . بدترين تيپ و قيافه رو بزنيد . تا مي تونيد دلقك بازي در بياريد اينجوري اينقدر جلوي دوستهاش ضايع مي شه كه تا يه مدت بايد از همه تشر بخوره.

7/تو خيابون كه باهاش راه ميريد . مرتب نگاه به اين و اون كنيد . از پسر هاي خوش تيپي كه از كنارتون رد مي شن تعريف كنيد.و کفریش کنید

8/بهشون بگيد كه موهاش خيلي بد حالته. و اگه ديديد هيكلش تو فرم نيست ازش بخواين كه  15  كيلو در عرض يك هفته كم كنه یا در عرض 2 روز دو برابر شه .( واي چه حالي مي ده)

9/از خواننده يا بازيگر مورد علاقتون بخصوص اينكه ايروني باشه تعريف كنيد.یادتون نره پسر باشه هااااااااا

10/نذاريد توي هيچ مجلسي بدون اطلاع شما بره . و اگه خواست بدون شما بره بهش بگيد كه اگه بره ديگه باهاش حرف نمي زنيد.مجبورش كنيد جاهايي كه دوست داره نره. موي دماغش بشيد . كجا رفتي . با كي رفتي ؟ اصلا  غلط كردي رفتي؟ دیگه .............

11/مي تونيد بهش بگيد كه بوي بدي داره مياد و بعد به عطري كه زده اشاره كنيد.

12/بهش بگيد فلان ساعت تماس مي گيرم . اما هرگز در اون ساعت باهاش تماس نگيريد.

13/مدام بهش بگید دوست دارم ولی با رفتارتون نشون بدید دارید تحملش میکنید

14/سعی کنید از دوست صمیمیش انقدر تعریف کنید که باهاش قطع رابطه کنه بعد کلی حال کنید

15/تیپی رو که دوست نداره بزنید و مجبورش کنید اون هم تیپی رو بزنه که کاملا مسخره است 

16/ جلوی دوستاتون بهش بگید اوهویییییییییییییی  یا   هیییییی یا ...........

خلاصه از هرچي بدش مياد . همونطور رفتار كنيد.  اميد است با اين سفارشات دوستيه شما به سه روز هم نكشه.ميدونم الآن بعضي از اقايون چشم هاشون داره از حدقه در مياد .دهناشونم بازه. ديگه شرمنده جمالاتتون . حق مطلبو اميدوارم خوب ادا كرده باشم.اگه كمو كاستي داره بگيد تا عرض كنم.
راستي اينو بگم كه اگه ديديد طرفتون پسر خوبي هست قدرشو بدونيد (مهم خوب بودنشه نه چیز دیگه ایی ) اينم حسن ختام به كساني كه گفته بودن توي صحبتاتون يك طرفه به قضاوت نريد.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 22:21  توسط پریسا جون | 
نامه مامان غضنفر به غضنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي  10  کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم  10  کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش  4  روز طول کشيد ،‌دوميش  3  روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز  800،‌ ‌ 900  نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه

ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت

 خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده

همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 19:23  توسط پریسا جون | 
دختر بودن يعني چی؟

دختران و پسران خوشتيپ سلام امروز مي خوام در مورد دخترا بنويسم البته با کسب رخصت از همه دختر خانوم ها اينو واسه اين مي نويسم که هر کي از راه رسيد گفت اين وبلاگ با پسر ها مخالف ولي در اصل واسه ما فرقي نمي کنه

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي..........

دختر بودن يعني پس اين چاي چي شد؟؟

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر وخاله وعمه ت هستن

 دختر بودن يعني چرا خونه اينقدر کثيفه ؟؟

دختر بودن يعني دخترو رو چه به رانندگي؟

دختر بودن يعني شنيدي شوهر سيمين واسه ش يه سرويس طلا خريده  12 ميليون؟

دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه

دختر بودن يعني Bfتون رضايت دارن؟! به بابات گفتي؟

دختر بودن يعني ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم؟

دختر بودن يعني  400 نفر  Add كه  399 تاش عكستو ميخوان اون يكي هم ايگنورت كرده چون بهش عكس ندادي

دختر بودن يعني  به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...

دختربودن يعني  برو تو ، دم در واي نستا

دختر بودن يعني لباست  4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن

دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم

دختر بودن يعني كجا داري ميري؟

دختر بودن يعني تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم

دختر بودن يعني كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟

دختر بودن يعني  خيلي خودسر شدي

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن

اما در اصل دختر بودن هيچ کدوم نيست !!!!!!!!!!!! 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 23:55  توسط پریسا جون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نام : پريسا (البته صدام مي کنن)
نام خانوادگي : نمي گم
سکونت : قزوين
غذاي مورد علاقه : همبرگر
رنگ مورد علاقه : کرم , آبي , صورتي , مشکي , زرد , نارنجي , سبز , قرمز , گلبهي , سفيد , آبي مايل به قرمز جيگري و راه راه و ...
باقي شم خصوصي است

نوشته های پیشین
تیر 1385
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
شکسته بال
  ورود دختران به این وب سایت اکیدن ممنوع !
  ایران آرتیست
  از این باحال تر دیدی؟
  مبارزه با سیستم پسرها
  مسعود زلالی
  عشق لاتی...
  عشق هرگز نمی میرد
  چشمکهای یواشکی
  روزهای خاکی
  غم عشقت بیابان پرورم کرد
  شعروترانه
  rafael
  به یاد من باش
  hamisheashegh
  يه تریپ دور هم باشیم
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 

کد هاي جاوااسکريپت
by MKG